این دست ها ی زیبا

این دست های غمگین معصوم

و انگشت های چابک خوش طرح

چون شمع های روشن کوچک کنار هم

با این خطوط زنده و گویا

که ابر های پاکی،با مهر، با گذشت

در هر شیار ساده ی آن، جاوید

باران روشنی و صفا بارد

و هر درخت وحشی این جنگل شگفت

افزون ز صد بهشت خدا میوه و شکوفه و گل دارد

خوش متن و عطف و حاشیه، این دست های مهر

با این همه طراوت و زیبایی 

کآگاه، یا نیاگاه

بیگاه ، یا بگاه

هر اهتزاز و جنبش آن بی شک

رقصی است از لطافت و رعنایی

آیا چگونه باید باور کرد

این دست های این همه انسانی؟!

مثل دو روز 

دوشب نورانی

این دست های این همه اطمینان بخش!

این دست ها به چابکی و گرمی

همراه با خشونتشان نرمی

مثل دو تن کبوتر معصوم